close
چت روم
داستان کوتاه رنج های زندگی

پرتال تفریحی و عاشقونه

پربیننده ترین مطالب سایت:

آخرین مطالب سایت:

دسته بندی ها
آمار
آمار سایت
  • کل مطالب : 911
  • کل نظرات : 210
  • افراد آنلاین : 2
  • اطلاعات شما
  • آی پی : 54.198.212.30
  • مرورگر :
  • سیستم عامل :
  • امروز : دوشنبه 23 مهر 1397
  • خبرنامه
    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

    داستان کوتاه رنج های زندگی

    داستان کوتاه رنج های زندگی

    آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید. روزری یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت،از او پرسید

    تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند، را دوست داشته باشی؟

    آهنگر سر به زیر اورد و گفت...

    وقتی که میخواهم وسیله آهنی بسازم،یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم.سپس آنرا روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواه درآید.اگر به صورت دلخواهم درآمد،می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود،اگر نه آنرا کنار میگذارم.

    همین موصوع باعث شده است که همیشه به درگاه خدا دعا کنم که خدایا ، مرا در کوره های رنج قرار ده ،اما کنار نگذار

    مطالب مرتبط

    بخش نظرات این مطلب


    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی

    ads1

    تبلیغات
    تبلیغات
    ورود کاربران
    نام کاربری :
    رمز عبور :

    » رمز عبور را فراموش کردم ؟
    عضويت سريع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
    آخرین نظرات کاربران
    [Comment_Title] - [Comment_Message] - [Comment_Date]